خیلی منتظرتم عسل مامان
ا مروزدلم خیلی گرفته مامانی، آخه بابات پیشم نیست و تو هم که هنوز قصد اومدن نداری که مامانو ازتنهایی دربیاری ، دلم واسه بابای خوب و مهربونت تنگ شده عسل مامان، یه نفر بهم گفته تو امسال مییای تو شکم مامانی و سال دیگه هم به دنیا مییای، نمیدونی چقدرمنتظر دیدنت هستم عزیزم تا من و بابایی هی تو رو ببوسیم، خاله مهنازهم واسه اومدن تو روزشماری میکنه و ازحالا قربون صدقه تو میره، تورو جون مامانی ازخدا بخواه که زودتر بیای تودل مامان ...
نویسنده :
شیدا
23:30


